X
تبلیغات
رایتل

به زنبور بی عسل میگوییم زکـــــی !

دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 22:05

یک درسى قبلن ها داشتیم مضمونش این بود که تعلق به چیزى تعهد هم می آورد.اگر نیاورد اون تعلق به درد جرز لاى دیوار توالت عمومى میخورد. با مثال ساده اش خیلى راحت تر میتوان فهمید اصل ماجرا چیست،مثلا من کار خانه اعم از غذا پزى،جارو مارو کشى،ظرف شستن،کیک پزى و ... را دوست دارم ولى فقط تعلق خاطر است و بس!به مرحله ى عمل نمیرسد.

مامان میگوید "دوست داشتنت به درد فلانى کوچیکه میخورد !یعنى چى که تو دوست دارى غذا بپزى ولى حسش را ندارى؟" (حسش را ندارى در اینجا یعنى تعهد ندارى)


مثلا خـــدا را،

خدا را که نمیشود فقط دوست داشت،خدا هم دوست دارد ما دوست داشتنمان را نشانش دهیم!

ماییم دیگر... دوستش داریم ها ولى حس ابرازش را نداریم,هر چند او مهربان ترین مهربان هاست.

برچسب‌ها: حس مشترک، روز نوشت
نظرات (11)
دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت 23:39

گشنگ بود!آورین!
امتیاز: 1 1
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 00:18
امتیاز: 1 1
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 07:29
واقعنی از ظرف شستن خوشت میاد؟من دوسش ندارم

ولی مثال قشنگی زدی...خدای ارحم الراحمین
امتیاز: 0 1
پاسخ:
اره کف بازیه!خوش میگذره.
تازه بعدشم ظرفاى شکسته رو باید جمع کنم
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 09:24
جمله ی زیبایی بود: تعلق تعهد می آورد
شاید هم بشه گفت دوست داشتن با انجام دادنش میشه مضمون این بیت:
بعمل کاربرآید به سخنرانی نیست
فکر می کنم یکی از بانکها تبلیغش رو این بیت گذاشته بود...
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سخنرانى؟یا سخن دانى؟؟
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 09:30
اجبار گاهی وقتا تعلق میاره، تعهد میاره، علاقه میاره... بسوزه پدر اجبار.
امتیاز: 0 1
پاسخ:
ا؟سوووخت.
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 11:22
این حسش نبودن ها خیلی درده... خیلی هاااااااااا
امتیاز: 0 1
پاسخ:
خیلیىییى
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 12:22
این که بین همه مشترکه
کارای خونه رو دوست داریم
ولی هیچوقت حسش نیست
لامصب هیچوقتم حسش نمیاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حس مثه ماهى میمونه!همش از دست سر میخوره!!
سه‌شنبه 19 آذر 1392 ساعت 13:09
اتفاقا من هم دوسشون دارم(تعلق)و هم به مرحله اجرا می رسونمشون(تعهد)....البته اگر وقت داشته باشم!!
کلاً کارِ خونه به خانمِ خونه خیلی حس خوبی میده...البته به غیر از سبزی پاک کردن! یعنی مزخرف ترین کار دنیاست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقت کن!خانوم خونه!نه من خب؟؟
چهارشنبه 20 آذر 1392 ساعت 12:54
وایییی ریحون این بحث تعلق و تعهد مساله ی اصلی زندگی ما شیرازیاس !!!مثل بودن یا نبودن.... خوردن یا بردن...
البته نه که نخوایما نمیییییییییییی تونیم!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حسش بالا نمیاد! وگرنه ما الان نخبه و مخترح و این چیزا بودیم.اووهووم
چهارشنبه 20 آذر 1392 ساعت 13:02
چند وقت دیگه که به اتفاق خانوادت تورو به عنوان ترشی آوردیم سر سفره خوردیم متوجه میشی که نباید با فخر فروشی به ما نیگا کنی یه همچین قیافه ای به خودت بگیری!
آره داچ اینجوریاس!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ترشى جودى ابوت!

زهى خیال باطل!من خودم تن به ازدواج نمیدم میدونى که؟
چهارشنبه 20 آذر 1392 ساعت 14:51
اره خوب. خیلی از کارا هست که دوست داریم اما حس و حال انجامشو نداریم!!!
امتیاز: 0 1
پاسخ:
خدا از سر بى حسیاى ما بگذرد!!
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.