مثل گذشته نمیتوانند زیر دندان های بابا و مامان بالا و پایین روند.
شاید هسته ی دانه های انار بزرگ تر شده.
یا شاید بابا و مامان پیر شدند برای خوردن انار های دون شده که فقط میتوانند مثل دستگاه آب هویج گیری آب انار را بمکند و تفاله اش را بیرون بریزند.
برای دیدن پیر شدن مامان، باباها لازم نیست خطوط چروک صورتشان را دنبال کنیم یا لک دار شدن پوست دست هایشان را ببینیم یا چین افتادن کنار چشم هایشان یا آویزان شدن پوست بازویشان...
کافیست انار خوردنشان را ببینیم.
بعله جوون
از این ورا؟!
چه خوب گفتی ...
آخی...
آره دیگه. میگذره بعد یهو میبینیم ااااا
ﺭاﺳﺖ ﻣﻴﮕﻲ ....ﺧﻴﻠﻲ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﺴﺖ...
آره...
خیلی. بعضیاش به چشم نمیاد.
سلام خوب مینویسی...خوب هم مثالاتو جور میکنی...افتخار بده به ماهم سری بزن...
سلام. لطف دارین
چه غمگین....
حالا زوده بفهمی...
خیلی بدم میاد از این که بفهمم مامان و بابام پیر شدن...
خیلی سخته
آره مخصوصا این که برای آدم همیشه مامان باباش تو یه سنی میمونن. وقتی میفهمه ااااا بابام تقریبا نیم قرنشه اینجوری میشه :
با این حساب فکر کنم من یه هفتاد هشتاد سالی عمر دارم!!!

آخه منم تفاله انارُ میدم بیرون!
انار خوردنِ منم بسی دیدنیست!!!!
سلام ننه! یه وخ زانو درد نگیری تا اینجا اومدی؟؟
پیر پیری جون
از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم. هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم دردلش ثبت شویم.
این مطلبو از نت خوندم تقدییم به شما، شمارو با افتخار لینک کردم....فعلا
خیلی ممنون
واقعا زیبا بود .
خدا حفظشون کنه
هم چنین پدر ،مادر شما رو
یعنی وقتی میبینم ذره ذره وجودشون رو پای ما ریختن دلم خون میشه. عاشقشونم.
ذره بودیم الان شدیم غول!!
حالا اونا شدن یه ذره!
خدا همه پدر مادرا رو حفظ کنه
عزیزم فقط در مورد این پست می تونم بگم خدا سایه ی پدر و مادرت رو رو ست نگه داره و برات حفظشون کنه
خیلی گلی.
البته مامانم گفت ریحان الان دوستات فکر میکنن من خیلی پیرماااا!!!
ولی دانشجو مملکت
پیر خودتی بچه پررو!!!!



حالا من یه چیزی گفتم تو باید دنبالشو بگیری!؟؟!؟!
آدم به بزرگترش بی احترامی میکنه؟!؟!هاااااااااااان؟؟؟؟
دیگه تکرار نشه ها!!!
من معدم تاراحتِ...نمیتونم دونه ی انارُ بخورم...
حالا بزنم از وسط دو شقت کنم؟!
برو...بروووووووووو.....برو از خدا بترس.
عزت زیاد
اوخ!! نزززززن