یکى از ویژگى هاى لپ هایم این است که شباهت عجیبى به آفتاب پرستان محترم دارد !زودى رنگ لباسم را میگیرد.به رنگ هاى بنفش ،گل بهى،صورتى،قرمز متغیر است .
و این ویژگى بسیار بیریختم میکند خدا نصیب گرگ بیابان نکند !
پ.ن:پسر آفتاب مهتاب ندیده،ندیده بودیم که به حمد الله رویت شد.بسیار موجودات عجیبى هستند این گونه از پسران.حتما سر فرصت پستى مناسب این گونه نوشته خواهد شد !
خب این یکی از زیبایی هاته چرا دوسش نداری خوشگل میشی حتما
خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنی
امان از روزى که خجالت بکشم یا ازم تعریف بشه تو یه جمع...!!اون روز ،روز دیدنى اى خواهد بود
رژ گونه سر خوده ولى اخه هم خعلى رنگ داره رژ گونش .هم اینکه حرفه اى کار نشده
اااا دختره ی چش سفید به خلقت خدا ایراد میگیری؟
خعلیم خوبه ما کلی میخندیم...
تازه شم رنگ زرد و یادت رفت بگی !!!
مخصوصا روزایی که خواستگار میاد واست خعلی قشنگی صورتت از روسری و چادر میزنه بیرون اما فقط لپای رنگیت تو چش میااااااد وای چه خنده دار باید جوکشو بسازم حتماااا
فرچش خوب نبوده خب!خلقت خدا خوب بوده!سارا هنو رنگ زرد هویدا نشده ولى من به شدت منتظرشم!!
بششر اخه مگه تو دیدى چه ریختى میشم!؟
بهلههههه فاطمه توصیف کرده بررررام .مشابه شم دیدم خودم
چه فرقی داره ؟؟؟ لپ گلی؟ اااااا خودت گفتی زردم میشه؟!؟!
سارا. هم خودتی کطافط...
خخخ!!سارا سااراا ساااااارااا
الحق که شوهر خالم از همون ابتداى نى نى گى اسم خوبى برام گذاشته بود!بنفشه!!
زرد که نشده هنو!ولى منتظرم ببینم چى بشه زرد هم میشه
خخخخخخ ریحانه ریحاااانه رییییحااااانههه
آفرین به داییت .....،میشه منتظر باش
ببخشید شوما دایى رو از کوجا آوردى؟
سه شنبه بریم کیک بزنیم سارا سارا سارااا سااارررا
خواستگار آماده داریم، بفرستیم؟؟؟
تا میوه داریم برفست بیاد
کیمدى؟
جان من اون پسر غد غدیه نباشه ها میزنم شل و پلش میکنم
دایی یا شوهر خاله مساله اینست ؟
اصن چه فرقی داره؟ مهم اصل مطلبه !
بریم م که پایم توم پایه میشیم دوپایه دوتا پایه دیگه کمه که بشیم چار پایه....یادش به خیر اون روزایی که شیش پایه بودیم...
هى...
تازه چند جا دیگه هم پیدا کردم خ
خودمون میریم
خخ!نه بابا.اونو دیگه آدم حساب نمیکنم!

جنبه شوخی نداری واقعا؟؟کو خواستگار؟ میخواستم ببینم آمادگی شوور کردن داری یانه!
دختر باس سنگین باشه،به ادامه تحصیل فک کنه نه شوور داری! دقیقأ عیییین من!
دقییییقا عین تو!


منم درس دارم تازشم
از این به بعد میاى وبلاگم بگو تا ی شترى چیزى قربونى کنم خب؟
قربونی کن خب!

حالا واس چی یاد قربونی کردن افتادی؟؟اصن چرا شتر؟؟
اصن وبلاگ منو میخونی؟؟
درسته بلاگفا قهرکرده ولی دیگه دلیل نمیشه تو مسنجرم پیام ندی!اون تو حداقل اعلام وجود کن!
اخر هفته فافا عروس میشه
چون از بخارى یه گرمایى بلند میشه از تو نه.تو شرایطتت فرق کرده من باید بدوام دنبال حرف زدن باهات!!؟!من وجودم نیازى به اعلام نداره هر کى براش مهم باشم خودش ى خبرى میگیره
اره خوندم ایشاالله مبارکش باشه خدا رو شکر .چقدر از ازدواجش میترسیدیم!
حتمن مال دهه ی 70 به بعد نبوده دیگه. کلن 70 به بعدیا همه چی دین: آفتاب، مهتاب، شب تاب و ...
کلن شوما ورژن اصیل دهه 60 رو رویت کردید 60- تا 63. والا
خخخخخ!!ااااواااخخخخخخر دهه ى 60 بود خودش ولى تفکرش واسه دهه ى 50بود!
تازه دیگه براش نگفتم مشهد که بودم تا ساعت 1و 2نصفه شب با گله اى از دوستان تو خیابونا داشتیم بستنى لیس میزدیم!!
یا همه با تو فرق دارن، یا تو با همه فرق داری..!
فکر میکردم این رفتار متقابل باشه.
از تاریخی که نامزد کردم،دوستام همه سراغمو میگیرن!از ایمیل و اس ام اس بگیر تــــازنگ زدن به من.
این درحالیه که از اون تاریخ تا الان،من به شماها سرزدم،در ارتباط بودم باهاتون،چون برام مهم بودین.
بعدشم،من چندبار بهت گفتم بیا مسنجر بحرفیم؟چندبار تو مسنجر پی ام دادم بهت؟؟چندبار جواب دادی؟؟ منظورم از اعلام وجود همون بود.که حداقل یه جوابی بدی که بابا خوندمت.دیدم سراغمو گرفتی....
چندبار سراغمو گرفتی تو؟هااااان؟؟چندبار؟؟ درسته من کااااار دااارم، ولی خیلی منتظرتم بودم!
همه با من فرق دارن یادت باشه

تو نامزد کردى پس تو فرق کردى وگرنه من همونم که هستم.موقع هایى که تو میاى مستجر ادمیزاد پر نمینزنه تو نت!!
واقعا از ازدواج فافا میترسیدم...خدا خیلی بهش لطف کرد!
آقا این فافا کیه من از فضولی شبا خوابشو میبینم....
هروقت وقت داشتی ، بیامسنجر جوابمو بده!
وقتمو پر کردم خیلى وقته