X
تبلیغات
رایتل

راز یک شعر

چهارشنبه 22 آبان 1392 ساعت 18:10

یه توپ دارم قلقلیه...سرخ و سفید و آبیه....میزنم زمین هوا میره.... نمیدونی تا کجا میره.... 

هر چیزی هر چه محکم تر و با شتاب تر بخورد زمین صدایش بلند تر بالا میرود، خیلی هم بالا میرود. تا جایی که قابل تصور

نباشد بالا و بالاتر میرود. پس  سرّش این است...

از روی اسب 

بدون دسـت

با صورت ...

یا ابالفضل...

ارمنی ها هم صدای افتادنت را شنیدند.


برچسب‌ها: معنوی جات
نظرات (3)
پنج‌شنبه 23 آبان 1392 ساعت 15:48
آره اینقدر بلند گه هنوزم مثل روز اول
امتیاز: 1 0
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 10:14
امتیاز: 0 0
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 12:00
امان از دلِ زینب...
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.